چشم هایت
_ در من
مانند صفر
_ در معادلات
همواره،حاصلی یکسان دارد!
نظرات ()
رفتم که برنگردم
_ برگشتم
برگشتم که بروم
_ ...
نظرات ()
رفتم که برنگردم
_ برگشتم!
حالا
برگشتم که بروم
_ . . . !
نظرات ()
دیگر چیزی نگو
ببین
مدت هاست به آخر خط رسیده ایم...
باید پیاده شویم!
نظرات ()
وقتی می بینم
رد پاهایت
به رفتن شبیه ترند،
تا به ماندن
_ رسیدن حتی _ !
... پلک های دلم خیس می شوند!
***
باور کن
من
به لحظه ای سکوت نیز راضی ام!
---------------------------------------------
پ.ن: می شنوی؟!
نظرات ()
ساعتی را بگزین
_ نه ماهی را
شبی را بگزین
_ نه قدری را
... لحظه ای
که پاره کنی
تار و پود جامه ی بلند بالای زشتی هایت را
جامه ای
که بر قامت پاکی ِ دلت
پرده پوشانده...
****
_ ... رمضان بهانه ای ست!
نظرات ()
آنچه مرا به زندگی متعهد کرده،همین مرداد های داغ است! ..... که هی مجبورم گرما بخورم و به خاطر داشته باشم تعهدهایم را ... که هی در ذهن مرور کنم که آمده ام تا....و اینکه....
و آن چیزی که...
و یادم باشد که...
و دنیا را با همه ی....
و راستی داشت فراموشم می شد که...
او ه ه ه ه.... خدای من .... می دانم ...
قول می دهم همه ی اینها را قبل از رسیدن آخرین طعم مرداد از بر کُنم......
پیش از آنکه کرمها استخوان جمجمه ام را مزمزه کنند!!....
------------------------------------------------------------------
پ.ن:اگر چیزی نفهمیدید بی خیال شوید !
نظرات ()
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
.
.
.
.
.
.
.
صدق الله العلی العظیم
نظرات ()
نه مشتاق دیدار رضوانم
نه تشنه ی سایه ی طوبا
نه هوای سدرة المنتهی در سر می پرورانم
نه بی تاب عدن و علیین و جنة الماوی
...
...
...
دست های لرزانی که بر توست را...
بیا و اجابت کن.
نظرات ()
دردی ست غیر مردن کآنرا دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟
نظرات ()
بزن آن پرده
اگرچند تو را سیم از این ساز گسسته
بزن این زخمه
اگرچند در این کاسه ی تنبور نماندست صدایی
بزن این زخمه
بر آن چوب
بر آن سنگ
بر آن عشق...
" دکتر شفیعی کدکنی"
---------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن:٢.٣ روزیست اکسیژن به جمع اقلام نادر پیوسته!!
نظرات ()
چیزی شبیه به سنگ شده ای!
_ نه چون کوه...آنگونه با صلابت _!
اما
آنقدر با لحن باران
صدایت می زنم،
تا در دلت
رخنه کنم...
پ.ن١:حتی سخت ترین سنگ ها نیز باران را تاب نمی آورند،می دانی؟!!!
پ.ن٢:به بیراهه می زنم تا فراموش کنم کابوس این شب هایم را(اگر بشود!)
نظرات ()
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید
از دو رویی و جفای ساکنان خاک؟
کاین چنین به قلب آسمان نهان شدید
ای ستاره ها ، ستاره های خوب و پاک...
نظرات ()